وبلاگ دانشجویان رشته حقوق
وبلاگ اختصاصی دانشجویان رشته حقوق دانشگاه اصفهان برای ارائه مطلب و تبادل نظر
|
|
تقسيم مسئوليت بين اسباب مشترك گاهي ممكن است در بهوجود آمدن يك خسارت دو يا چند نفر دخالت داشته و خسارت حاصل شده، نتيجه عمل همه آنها باشد. در رويه قضايي و نظريههاي دكترين حقوق درخصوص نحوه تقسيم مسئوليت بين اسباب، اختلافهايي وجود دارد. لازم به ذكر است كه موضوع بحث در محدوده اسباب عرضي شركتكننده در ايراد خسارت است و نه اسباب طولي. نكته ديگري كه ذكر آن خالي از لطف نيست، اين است كه در مورد تصادفات وسايل نقليه، مواد 335 قانون مدني و 336 قانون مجازات اسلامي و بعضي قوانين ديگر در رابطه با مسئوليت مشترك احكامي دارند كه اين نوشتار در پي بررسي آنها نيست؛ بلكه ابتدا حكم موضوع به صورت كلي بررسي شده و تا حد امكان، اگر با مواد خاص آنها تعارض پيدا نكند، نتيجه تطبيق داده ميشود. گاهي ممكن است در بهوجود آمدن يك خسارت دو يا چند نفر دخالت داشته و خسارت حاصل شده، نتيجه عمل همه آنها باشد. در رويه قضايي و نظريههاي دكترين حقوق درخصوص نحوه تقسيم مسئوليت بين اسباب، اختلافهايي وجود دارد. لازم به ذكر است كه موضوع بحث در محدوده اسباب عرضي شركتكننده در ايراد خسارت است و نه اسباب طولي. نكته ديگري كه ذكر آن خالي از لطف نيست، اين است كه در مورد تصادفات وسايل نقليه، مواد 335 قانون مدني و 336 قانون مجازات اسلامي و بعضي قوانين ديگر در رابطه با مسئوليت مشترك احكامي دارند كه اين نوشتار در پي بررسي آنها نيست؛ بلكه ابتدا حكم موضوع به صورت كلي بررسي شده و تا حد امكان، اگر با مواد خاص آنها تعارض پيدا نكند، نتيجه تطبيق داده ميشود. ادامه مطلب نوشته شده توسط قوام نیا (مدیر) | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
موقعیت آسیب های مغز در رفتار مجرمانه نویسنده : دکتر رضا نوربها
![]() مقدمه شخصيت مجرم در جامعه تحول پيدا مي كند, شكل مي گيرد و در قالبهاي گوناگون ارائه مي شود. وجود پزهكاران حرفه اي و تكرار كنندگان جرم نمونه هائي از اين تحول است كه در صورت لزوم مطالعه از نظر اجتماعي, بنيادهاي وابسته به جامعه بايد مورد توجه قرار گيرند و از نظر فردي جسم و روان پزهكار موضوع تحقيق خواهد بود. اما بايد توجه داشت كه در تحول, شكل گيري و ارائه شخصيت مجرم, بنيادي پذيرا به شكلي دائمي و در ارتباط كامل با جسم و روان وجود دارد كه ناشي از طبيعت انسان در برخورد با قضايا و مسائل به واسطه وجود غرايزي است كه همراه با تولد بشر زاده مي شوند و با مرگ او مي ميرند. اين غرايز آدمي را گاه با مشكلاتي كم و بيش گوناگون مواجه مي سازند و گاه نيز موجب تصعيد انسان براي تكامل وي هستند. معهذا جامعه در اين حالت نقشي فعال براي تحول و تغيير بنياد پذيراي موصوف دارد؛ به شرطي كه ماهيت وجود دچار چنان اختلال عميقي نگردد كه بزهكار را در زمره بيماران رواني به معناي خاص كلمه قرار دهد. به عبارت ديگر جامعه بمانند يك عامل مساعد, گاه در جهت مثبت و گاه در جهت منفي عمل مي كند. توجه به بنيادهاي اساسي و به تغيير من پذيرا, در تشكيل شخصيت مجرم منجر به تحقيقاتي شده كه موضوع آنها جسم و روان بزهكار است. به عنوان مثال كرچمر و شلدون سعي كردند با طبقه بندي بزهكاران, به اين بنيادهاي اساسي دست يابند و يا داده هاي وابسته به علومي كه در ارتباط با فيزيولوژي و روانشناسي قرار مي گيرند, م,يد حقيقت بنيادهاي پذيراي جسمي _ رواني هستند. بيشك اين داده ها مفيدند, اما كافي نيستند؛ زيرا اگر قبول كنيم كه جرم شناسي هنوز مراحل تكاملي خود را مي گذراند و داده ها در اين زمينه گاه فراتر از فرضيه پيش نرفته اند و اگر بخصوص قبول كنيم كه در شناخت علوم انساني و اجتماعي كه غالباً الهام دهنده جرم شناسانند, به لحاظ ساختمان پيچيده وجود بشر و ياخته هاي غالباً ناشناخته اجتماع, ما هنوز در مراحل مقدماتي هستيم, مي توان گفت كه بحث با قاطعيت از رفتار مجرمانه منطقي نيست؛ اما مطالعات انجام شده بي آنكه يقيني باشند از اين جهت اميدوار كننده اند كه براي شناخت انسان مجرم راههاي تازه اي را مي گشايند. در اين زمينه مطالعه مغز بزهكاران نمونه اي از فعاليتهاي بسيار به خاطر شناخت بنيادهاي پذيراي بزهكار براي ارتكاب جرم است. بررسي ارتباط مغز و روان, داده هاي آماري و نتايج حاصله از آنها مورد بحث كوتاه ما خواهد بود.... ( لطفا برای خواندن ادامه مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ) ادامه مطلب نوشته شده توسط م . ذبیحی | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
اكراه و اشتباه اكراه بيشتر جنبه فقهي داشته و طبق گفته فقها اكراه به بيم دادن مكره به رساندن زياني به او يا به مال يا به ناموس و كسان او محقق ميشود كه زيان آنان به زيان يا تألم مكره منتهي مي شود .
در مقررات جزائي معناي اصطلاحي اكراه عبارتست از (( وادار كردن ديگري بر انجام يا ترك عملي كه از آن كراهت دارد )) ولي در قانون مدني ما از اكراه تعريفي نشده است در نتيجه با توجه به شرايط اكراه و تلفيق مواد 202 و 208 ق . م مي توان گفت : (( اكراه عبارت از فشار غير عادي و نامشروعي است كه به منظور وادار ساختن شخص بر انجام دادن يك عمل حقوقي بر او وارد مي شود )) پس شخص مكره در شرايطي عقد را انشاء مي كند كه آزادي تصميم و استقلال اراده نداشته است و در شرايط عادي حاضر به انجام دادن آن عمل نبوده است .
در فقه اماميه مكره را فاقد طيب نفس مي دانند و برخي از فقهاي ديگر معتقدند كه مكره كسي است كه قصد لفظ دارد اما قصد معني و مدلول عقد را ندارد
در مسائل جزائي اشتباه عبارتست از (( تصور خلاف واقع مرتكب نسبت به تشخيص حكم يا موضوع قانون يا ماهيت و يا عناصر متشكله جرم كه حسب مورد قابليت انتساب جرم را به مرتكب آن از بين مي برد و حد اعلاي اشتباه جهل به قانون است )) در حاليكه در قانون مجازات اسلامي نمي توان ماده خاصي در خصوص اشتباه ديد اما بر حسب آيات و روايات مي توان چنين استنباط نمود كه اشتباه با جمع شرايطي از علل نسبي رافع مسئوليت جزائي خواهد بود . در قانون مدني نيز اشتباه عبارتست از (( تصور خلاف حقيقت ( اعم از مادي يا فيزيكي ) كه در ذهن انسان نقش مي بندد )) كه در حقوق مدني يكي از موضوعات اساسي در قسمت تعهدات و در هر عقدي اشتباه است . فايده بحث اكراه در جايي است كه معامله بين طرفين عقد واقع شده است و شرايط صحت عقد نيز رعايت شده است ولي اراده حقيقي آنها توافق نداشته باشد و بايد محقق نمود كه اكراه در چه مرحله اي ايجاد شده و قانون چه اثري بر آن مترتب نموده است . از آنجا كه اراده منبع اصلي هر تعهد قرار دادي است لذا تراضي وقتي مي تواند سبب ايجاد عقد شود كه داراي شرايط لازمه خود باشد از جمله اينكه طرفين ايجاب و قبول داراي قصد ايجاد تعهد را داشته باشند و قصد و رضاي آنها در محيطي آزاد و سالم و خارج از هر گونه فشار و يا زور نامشروع ايجاد شود
در خصوص اشتباه اين اصل كه جهل به قانون رافع مسئوليت نيست به اين جهت نيست كه همه افراد در واقع همه قوانين مطلع باشند بلكه وجود اين قاعده به علت مصلحت است كه اگر چنين نباشد چاره اي ديگر نيست و جهت ايجاد درنظم در جامعه و حفظ انظباط ايجاب مي كند كه بگوييم جهل به قانون رافع مسئوليت نيست .
در قوانين مدني اشتباه حقوقي به دو دسته تقسيم شده است : الف ) تصور وجود قانوني كه اساساً وجود ندارد
ب ) تفسير نادرست از يك قانون به تصور اينكه آن تفسير نادرست است و به نظر مي آيد دامنه اشتباه حقوقي به مراتب محدود تر از اشتباه موضوعي باشد و فقط راجع به وجود قانون و تفسير نادرست مواد قانوني يا فهم نادرست مقررات موضوعه است ولي اشتباه موضوعي دامنه بسيار وسيعي دارد كه در قسمت هاي بعد بطور اجمالي به آنها پرداخته مي شود . (براي خواندن ادامه مقاله بر روي ادامه مطلب كليك كنيد) ۷/۲/۸۷ ادامه مطلب نوشته شده توسط ا . ضیایی | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
دفاع مشروع دفاع مشروع : دفاع در لغت به معنای دور کردن با استفاده از ابزار نسبت به تجاوز . دفاع ،حق مسلم و غریزه ی هر موجود زنده ای است. حیوانات، خزندگان، پرندگان، و حتی موجودات ریز ذره بینی هم در مقابل سوانح برای اینکه دفاعی دفاع مشروع نامیده شود باید دارای شرایطی باشد که در صورت احراز این شرایط از
ادامه مطلب نوشته شده توسط م . خالقی مهر | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
معاونت
معاونت در جرایم غیرعمدی، قابل مجازات نمی باشد به گزارش «شبکه خبر دانشجو» محمدرضا نیکونظری در پایاننامه خود با عنوان «معاونت در جرم در حقوق کیفری ایران و مطالعه تطبیقی با حقوق کیفری فرانسه» ابراز داشته است: معاون جرم شخصی است که عناصر مادی و معنوی جرم اصلی و ارتکاب یافته بوسیله مباشر یا شرکای جرم را انجام نداده است، بلکه در شرایطی معین در ارتکاب جرم مذکور شرکت کرده است و از نظر حقوقی نقش او یک نقش فرعی و تبعی است. این پژوهش که در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع) ارائهشده، تصریح کرده است: معاون جرم سازمان دهنده جرم است، بدون اینکه در عملیات مادی و اجرایی جرم شرکت کرده باشد. قواعد و مقررات مربوط به معاونت در جرم در حقوق جزای ایران بوسیله مواد 43 و 726 قانون مجازات اسلامی و در حقوق فرانسه بوسیله مواد 6-121 و 7-121 قانون جزای جدید پیش بینی شده است. این پژوهش توضیح داده است: سه شرط ضروری برای تحقق معاونت در جرم وجود دارد: اولین شرط : باید یک جرم اصلی ارتکاب یافته یا شروع به اجرای آن شده باشد؛ زیرا مجرمیت معاون ماخوذ از مرتکب اصلی است. دومین شرط : معاون باید یکی از مصادیق حصری معاونت را که در قانون احصا شده است، مرتکب شده باشد. مانند تحریک، تهدید، تطمیع کمک یا مساعدت، دادن آموزش برای ارتکاب جرم و تسهیل وقوع جرم... . سومین شرط : قصد مجرمانه. نوشته شده توسط ا . ضیایی | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
معاونت در جرم ماده 1-133: اشخاص زير معاون جرم محسوب میشوند:
1- هرکس با علم و عمد ديگری را با تحريک، ترغيب ،تهديد، تطميع يا سوء استفاده از قدرت و يا با دسيسه يا فريب يا نيرنگ ومانند آن به ارتکاب جرم برانگيزد. 2- هرکس با علم و عمد وسايل ارتکاب جرم را تهیه کند یا طریق ارتکاب آن را با علم از قصد مرتکب به او ارائه دهد. 3- هرکس با علم و عمد با کمک به ديگری يا همکاری با او وقوع جرم را تسهيل کند. تبصره - برای تحقق معاونت در جرم وحدت قصد و تقدم يا تقارن زمانی عمل معاون و مباشر جرم شرط است. ماده 2-133: در صورتی که برای معاون در قانون مجازات ديگری تعيين نشده باشد، مجازات وی به شرح زير است: 1- در جرايمی که مجازات قانونی آنها سلب حيات يا حبس دائم است به تناسب جرم وخصوصيات مجرم از سه سال تا پنج سال حبس و 74 ضربه شلاق. 2- در جرایمی که مجازات قانونی آنها قصاص عضو یا قطع آن یا حبس بیش از سه سال است به تناسب جرم وخصوصيات مجرم از یک تا دو سال حبس و 74 ضربه شلاق . 3- در سایر جرائم به تناسب جرم وخصوصيات مجرم ازيك پنجم تا یک سوم حداقل مجازات قانونی مباشر آن جرم. ماده 3-133: هرکس با علم و عمد از طفل نابالغ به عنوان وسیله ارتکاب جرم خود استفاده کند به حداكثر مجازات قانوني همان جرم محکوم میگردد و اگر با تحریک، ترغیب، تطمیع، تهدید و یا تسهیل ارتکاب جرم، زمینه ارتکاب جرم را براي طفل فراهم کند به حداكثرمجازات معاونت درآن جرم محكوم ميشود. ماده 4-133: هرگاه مباشر جرم به جهتی از جهات قانونی قابل تعقیب نباشد یا تعقیب یا اجرای حکم مجازات او به جهتی از جهات قانونی موقوف گردد تأثیری در تعقیب و مجازات معاون یا شریک جرم ندارد. ماده 5-133: درمجازاتهاي تعزيري وبازدارنده مجازات کسانی که سردستگی دو یا چند نفر را در ارتکاب جرم به عهده داشته یا به این منظوردسته یا گروهی را تشکیل یا اداره کردهاند اعم از این که عمل آنان شرکت یا معاونت در جرم باشد يا نه حداکثر مجازات آن جرم است . مگر این که در قانون مجازات دیگری مقرر شده باشد ونسبت به جرائم مستوجب حدود شرعي وقصاص همان است كه درمقررات مربوط ذكر شده است. ماده 6-133: مجازاتهای مالی و محرومیت از حقوق قابل تسرّی به اشخاص حقوقی است بدان معنا که جرائم ارتکابی به وسیله سازمان ها و نمایندگان آنها که در راستای اجرای نمایندگی و وظائف مربوطه انجام گرفته است به حساب اشخاص حقوقی گذاشته خواهد شد و ترتیب و مقدار و نحوه اجرای آن را قانون مشخص می کند . مسئولیت اشخاص حقوقی نافی مسئولیت کیفری اشخاص حقیقی مرتکب یا معاون نمی باشد . نوشته شده توسط ا . ضیایی | لینک ثابت | موضوع: حقوق جزای عمومی |
|
|