تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان رشته حقوق

وبلاگ اختصاصی دانشجویان رشته حقوق دانشگاه اصفهان برای ارائه مطلب و تبادل نظر







زنان و حق مشارکت سیاسی 

 

مشاركت سياسي زنان يا حق فعاليت آزاد آنها به عنوان بخشي از جامعه در انتخاب حكام و تعيين سياست‌ها و قوانين و تصميم‌گيري‌هاي موثر زندگي جمعي، امري مقبول در جهت كارآمد نمودن نظام اجتماعي و سياسي است.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نگاهي متفاوت به حقوق طبيعي زنان به طور عام و به حق مشاركت سياسي اجتماعي آنان به طور خاص داشته و نه تنها اين حقوق را به رسميت شناخته، بلكه همچنين قواي حاكم را موظف به بسترسازي مقتضي جهت نيل به اين دسته حقوق نموده است.

علي‌رغم وجود بسترهاي قانوني براي مشاركت سياسي زنان در انتخابات، در عمل پاره‌اي از محدوديت‌ها و موانع بر سر راه اين مشاركت بويژه در عرصه انتخاب‌پذيري زنان وجود دارد.

در نوشته حاضر، ابتدا وضعيت مشاركت سياسي زنان در انتخابات به عنوان راي‌دهنده (انتخاب‌كننده) در قانون اساسي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. سپس به تشريح حق انتخاب‌پذيري زنان در دو عرصه رياست جمهوري و نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در قانون اساسي و قوانين عادي و همچنين رويه عملي پرداخته مي‌شود.

در بخش بعدي نقش زنان در روند اجراي انتخابات و نظارت بر صحت آن و تاثير بر كاركرد كل انتخابات، با تكيه بر حق عضويت ايشان در شوراي نگهبان و هيات‌هاي اجرايي انتخابات مورد تاكيد قرار مي‌گيرد.

 در انتها ضمن بيان ديدگاه‌هاي كنوانسيون‌هاي بين‌المللي در امر مشاركت سياسي زنان، موانع و مشكلات موجود در راه توسعه حقوق سياسي اين قشر ملحوظ نظر قرار مي‌گيرد.

در تمام جوامع پرسابقه در زمينه انتخابات، زنان ساليان درازي از حق انتخاب‌كنندگي و انتخاب‌پذيري محروم بودند. در دولت  شهرهاي يونان باستان كه انتخابات برگزار مي‌شد اين حق براي زنان به رسميت شناخته نمي‌شد.

اعطاي حق راي به زنان جرياني است كه از اوايل قرن بيستم از شمال اروپا آغاز گشت و حق مشاركت سياسي زنان در عرصه انتخابات به عنوان انتخاب‌كننده، به مانند انتخاب‌پذيري آنان پديده‌اي نسبتا جديد و قرن بيستمي است.

در ايران نقطه آغازين حضور زنان در جامعه و مشاركت سياسي ايشان را مي‌توان در پشتيباني از فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي در تحريم تنباكو دانست. از طرفي ديگر نقش برجسته زنان را در مشروطه و امضاي فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه قاجار در سال 1289 شمسي، نمي‌توان ناديده گرفت. در واقع اين دو حادثه را مي‌توان تاريخ بيداري زنان ايران زمين دانست.

از لحاظ سير مقررات، در نظامنامه انتخابات مصوب 19 رجب 1324 هجري قمري، حق مشاركت سياسي زنان به رسميت شناخته نشده بود. ماده 30 اين نظامنامه درخصوص محجورين از حق راي بيان مي‌دارد:«‌اشخاصي كه از انتخاب نمودن كليتا محروم هستند، از قرار تفصيلند: اولا طايفه نسوان، ثانيا اشخاص خارج از رشد و آنهايي كه محتاج به قيم شرعي مي‌باشند». «ماده 5 اين نظامنامه عنوان مي‌دارد: »‌اشخاصي كه از انتخاب شدن محروم هستند: اول طايفه اناثيه، ثانيا تبعه خارجه و...»

 (برای خواندن ادامه مقاله گزینه ادامه مطلب را انتخاب کنید)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قوام نیا (مدیر) | لینک ثابت | موضوع: حقوق زن |

حقوق زن 

حقوق زن

شهید مطهری می فرماید:((شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه ی بشری آّن است که دو جنس هریک در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند آزادی و برابری آن گاه سود می بخشد که هیچ کدام از مسیر و مدار طبیعی خویش خارج نگردند . آن چه در جامعه ناراحتی آفرین است قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است نه چیز دیگر ))

سخن از زن سخن تازه ای نیست . بیگمان از آن زمان که بشر تکلم آموخت و آن را به هنر نوشتاری گسیل داد از زن به عنوان یکی از ارکان خلقت یاد نموده است . خدا انسان را آفرید و آن را در دو جنس زن و مرد احسن تقویم نمود از آن زمان هر کس از دریچه ای به زن نگریست ؛ گاه او را در قالب وصف تا مرحله ی الوهیت تقدیس نمود و به ستایش پرداخت و گاه ... تقبیحش کرد .در عین حال سخن از حقوق زن همیشه نو است چرا که نشان دهنده ی امری است فرو گذاشته و حاکی از کم انگاشتن یا حتی نا انگاشتن !!

به راستی چرا باید از حقوق زن صحبت کرد ؟ و چرا در دین مبین اسلام بر صحبت از زن و حقوق او تاکید شده آنچنان که سوره ای مستقل از کتاب وحی را به خود اختصاص داده است ؟

در ایران معاصر اولین تلاش سازمان یافته دفاع زنان از حقوق خود به یکصد سال قبل در انقلاب مشروطیت برمی گردد. خوشبختانه امام راحل در گفتار و در عمل اصول حقوق زنان و بهبود وضعیت آنان را جزء اصول اساسی انقلاب و یکی از محورهای بازگشت به اسلام معرفی نمود ند و این توجه باعث شد که انقلاب اسلامی امروز پرچمدار نظام ارزشی و حقوقی اسلام برای زنان در مقابل نظام های ارزشی سکولار و لائیک شود .

برابری جنسی چیست ؟

برابری جنسی به آن معناست که زن و مرد حقوق و وظایف یکسان دارند و همه از فرصت های مساوی برخوردارند . همچنین برابری جنسی مربوط به عدالت و تقسیم مسئولیت هاست هم در جامعه هم در خانواده ؛اگر جنسیت مانع از آن شود که ما بتوانیم نقاط قوت و ضعف فرد را ببینیم این امر میتواند به تبعیض و فرصت های محدود برای فرد منجر شود.

تساوی حقوق زن و مرد

انسان ها آزاد ، مسئول و با حقوق برابر آفریده شده اند و نقش زنان و مردان را در عرصه های گوناگون اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی نه براساس جنسیت بلکه بر پایه ی حقوق انسانی ، نیاز های اجتماعی و شایستگی های آنان باید تبیین کرد . در واقع حقوق زنان همان حقوق بشر و توانمند سازی آنان توانمند سازی جامعه ی بشریست ؛ پس مشارکت موثر زنان در عرصه ی خانوادگی ، اجتماعی ، عاطفی مردم سالاری و اعتماد و صلح و پیشرفت را به ارمغان می آورد .از جمله موضوعات مورد بحث پیرامون حقوق زن مقایسه ی مکتب اسلام با دستاورد های تمدن غرب است . غربی ها به تساوی حقوق زن و مرد معتقدند که این تفکر تقریبأ همه جا حتی دنیای کمونیستی را نیز پر کرده است .حال می خواهیم بگوییم اسلام نسبت به زن چه دیدگاهی دارد ؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت او را برابر مرد میداند یا....اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه ی خاصی دارد البته از لحاظ زیست شناسی و روانشناسی تفاوت های میان زن و مرد را مورد توجه قرار داده و بر همین اساس پاره ای از حقوق و تکالیف و مجازات ها  را برای مرد مناسب تر دانسته و پاره ای از آن ها را برای زن .

 شهید مطهری می گوید : مکرر در نطق ها و سخنرانی ها و نوشته های پیروان سیستم های غربی شنیده اید که مقررات اسلام در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات به عنوان تحقیر و توهینی نسبت به زن است . برای مثال می گویند اگر اسلام زن را برابر مرد می دانست تعدد زوجات را تجویز نمی کرد، حق طلاق را به مرد نمی داد ، شهادت دو زن را با یک مرد برابر نمی کرد ، برای زن قیمتی به نام مهر قائل نمی شد و ...می گویند با این که اسلام دین مساوات است عدالت و مساوات را برای زن و مرد رعایت نکرده است .در پاسخ باید گفت کمیت غیراز کیفیت است، برابری غیر از یکنواختی است آنچه مسلم است این است که اسلام حقوق یکنواختی برای زن و مرد قائل شده ولی هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست . اسلام اصل مساوات را رعایت کرده و با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست با تشابه حقوق آن ها مخالف است . اختلافاتی که ازلحاظ ظاهری میان زن ومرد وجود دارد مسئله ی تنوع است نه نقص یکی و کمال دیگری .

سخنم را با کلامی از مقام معظم رهبری به پایان می رسانم که می فرماید : آنچه امروز در غرب از آن به عنوان آزادی زن نام برده می شود آزادی زن نیست بلکه در واقع باید آن را آزادی مردان هرزه برای التذاذ از زن نامید.                                                            

نوشته شده توسط م . احمدی | لینک ثابت | موضوع: حقوق زن |